• امروز پنجشنبه 24 آبان 1397
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    زیارت گفتگو و خطابه شب قدر، شب حضرت فاطمه زهرا است
     
     
     
     

    شب قدر، شب حضرت فاطمه زهرا است

    نامه الکترونیک چاپ

    ۱- امام صادق (علیه‎السلام) فرمودند: «کسی که فاطمه را آن‎گونه که هست درک کند، شب قدر را درک کرده است.» (تفسیر فرات، ص۵۸۱)


    ۲- پیامبر فرمود: «خداوند می‎فرماید اگر علی را نیافریده بودم، همتایی برای فاطمه پیدا نمی‎شد.» (عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۲۵) و نیز فرمود: «اگر خدا فاطمه را نیافریده بود، همتایی برای علی پیدا نمی‎شد.» (وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۷۴)
    ۳- پیامبر در فضیلت ماه رمضان خطبه می‎خواند. علی برخاست و سؤال کرد «برترین کارها در این ماه چیست؟» فرمود: «اجتناب از آن‎چه خدا حرام کرده» و آن‎گاه گریست. پرسید: «چرا می‎گریی؟» فرمود: «به‎خاطر آن‎چه که در این ماه در خصوص تو حلال می‎شمرند. گویی تو را در حال نماز می‎بینم در حالی‎که شقی‎ترین اولین و آخرین، ضربتی بر فرق سرت می‎زند که محاسنت از خون تو رنگین می‎شود.» پرسيد: «آیا در آن‎موقع، دین من در سلامت است؟»‎ فرمود: «بلی». (امالی صدوق، ص۹۳)
    ۴- قرآن کریم می‎فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم» (سوره قدر، آیه۱) و نیز می‎فرماید: «ماه رمضان، ماهی است که قرآن برای هدایت مردم در آن نازل شده است.» (سوره بقره، آیه ۱۸۵)
    این‎گونه بود که علی که فاطمه را درک کرده بود، شب قدر را درک کرده بود؛ پس شب قدر هم علی را درک کرد و او را در سلامت کامل به خدایش رساند: در شب قدر ضربت خورد و در شب قدر به شهادت رسید.
    آیا تقارن فاطمه، شب قدر، رمضان و علی اتفاقی است؟ حاشا و کلا که کار خدا بی‎هدف و اتفاقی باشد. ما که نه سر علی را می‎شناسیم، نه سر فاطمه را، همان بهتر که از بحث رابطه این دو حقیقت عظیم که در شب قدر تلاقی می‎کنند، صرف‎نظر کنیم؛ اما آیا از همین معمای آفرینش، معبری به‎سوی درک شب قدر هم نزنیم؟
    چه‎کسی می‎تواند شب قدر را درک کند؟ قطعا مهم‎ترین مقامی که این شب را درک می‎کند، مقام امامت است که در این شب فرشتگان به اذن خدا به محضر او نازل می‎شوند (تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر)؛ مقامی که در درجه اول از آن پیامبر اعظم (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) بود و پس از او به امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) و بقیه امامان رسید. اگر چنین است، آیا نباید بگویند: «اگر کسی حقیقت امام را درک کرد و توانست همواره در محضر باطنی امام باشد، شب قدر را هم درک می‎کند»؟ پس چرا گفته‎اند: «کسی که فاطمه را درک کند، شب قدر را درک کرده»؟ فاطمه که امام نبود.
    چرا ائمه را گذاشته‎ و از فاطمه (سلام‎الله‎علیها) سخن گفته‎اند؟
    اسرار وجودی حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها) بسیار عظیم و پیچیده است؛ اسراری که همگی به نحوه رابطه ولایی ایشان در عالم برمی‎گردد. ایشان واسطه در ولایتند: ام‎الائمه هستند؛ و تو مپندار که مادر ائمه بودن، تنها یک لفظ تشریفاتی است و هیچ حقیقتی را پشت سر خویش ندارد. حقیقت «ام» بودن، همان منشا و مولد بودن است. مادر کسی است که جان فرزند را در درون خود می‎پرورد، هستی فرزند از او رمق می‎گیرد، و غذای فرزند از شیره جان اوست. اگر باطن این روابط ظاهری، درک شود، رابطه فاطمه و امامان درک خواهد شد؛ و این‎گونه است که فاطمه‎ای که خود امام نیست، اسوه امامان پس از خویش است و تمام امامان به فرزندی او افتخار می‎کنند: «فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه» (امام زمان (علیه‎السلام)، در الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۴۶۶؛ و قریب به همین مضمون از امام کاظم (علیه‎السلام) هم روایت شده است: (مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۸۷).
    اما چگونه ام‎الائمه، با این‎که امام نیست، به این مقام عظیم رسیده است؟ اگر کسی بخواهد ویژگی‎های این شخصیت عظیم عالم را برشمرد، بی‎تردید اولین و مهم‎ترین ویژگی، نقش بی‎بدیل ایشان در تثبیت و حمایت از ولایت و امامت امیرالمومنین (علیه‎السلام) است: امام، زمانی امامتش آشکار می‎گردد که امتی همراهی‎اش کنند، و فاطمه در بزنگاه تاریخ، باری را که یک امت باید بر دوش می‎کشید، به تنهایی بر دوش کشید؛ و تاریک‎ترین لحظات تاریخ را، که قرن‎ها دسیسه کردند تا مخفی بماند، روشن نگاه داشت؛ نه فقط با خطبه خود، با گریه‎های خود، و با شهادت خود، بلکه با قبر مخفی خود، علامت سؤال بزرگی را در برابر هر مسلمانی که حتی اسمی از ولایت نشنیده باشد، قرار می‎دهد تا تابلوی راهنمایی باشد برای جان‎های جویای حقیقت که راه را گم نکنند.
    این‎گونه است که فاطمه برترین شهید راه امامت می‎گردد، و لذا اگر شب قدر شب امامت است، شب فاطمه هم هست و اگر کسی فاطمه را بشناسد، شب قدر را می‎شناسد. و تو باور نکن که کسی که امام را تنها در خاطرات ذهنی، و نه در رهبری عینی، قبول دارد، و با انکار عملی ولایت، به‎جاهلیت بازگشته و به مرگ جاهلی خواهد مُرد، بتواند به شناختی از فاطمه و نشانی از شب قدر دست یابد. لذاست که اگر مکان قبر فاطمه بر نامحرمان باید مخفی بماند، زمان شب قدر نیز بر نامحرمان مخفی خواهد ماند؛
    و تو بنگر که چه اندازه شیعه امام هستي، که به همان اندازه رد پایی از این دو را به تو خواهند گفت. اگر در ظاهر شیعه آن‎ها شدی، در حد سه احتمال، هم حدود مکان قبر را به تو می‎گویند، هم حدود زمان قدر را؛ اما آنان‎که با قلب خویش امام را یافته و به حقیقت تشیع رسیده‎اند، چه؟ آن‎ها که یافته‎اند که ماییم که غایبیم، نه او؛ و از غیبت خویش بیرون آمده و با تمام حضور خویش به محضر حقیقت عالم رسیده، و بلکه هر لحظه خود را در محضر او می‎یابند و این حضور را با تمام وجود درک می‎کنند، آیا در شب نزول فرشتگان بر این محضر، غایبند؟ و اگر غایب نیستند و با حضور در محضر جان امام، شب قدر را درک می‎کنند، آیا قبر فاطمه بر آن‎ها مخفی می‎ماند؟ اللهم ارزقنا محبته و زیارته و شفاعته و جعلنا من شیعته و انصاره و الذابین عنه و المستشهدین بین یدیه. آمین یا رب العالمین

     

    حسین سوزنچی

    شنبه 91/7/21

    منبع: حج